انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
commitment
تعهد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تعهد
- پیمان
- تضمین
معنی و کاربرد
تعهد
noun — اسمEnglish meaningA promise or firm decision to do something; the state of being dedicated to a cause.
پیمان و مسئولیت پذیرفتن
He made a strong commitment to his work.
او تعهد محکمی به کارش داشت.
The company honored its commitments.
شرکت به تعهدات خود عمل کرد.
Marriage is a lifelong commitment.
ازدواج تعهدی مادام العمر است.
شکلهای واژه
- plural
- commitments
هممعنیها (انگلیسی)
- obligation
- promise
- dedication
متضادها (انگلیسی)
- indifference
- neglect
ترکیبهای رایج
- make a commitment
- honor a commitment
- long-term commitment
یادداشت کاربرد
تعهد در معنای پیمان و مسئولیت و همچنین پایبندی به کار می آید.