پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

commitment

تعهد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تعهد
  • پیمان
  • تضمین

معنی و کاربرد

  1. تعهد

    noun — اسم
    English meaning

    A promise or firm decision to do something; the state of being dedicated to a cause.

    پیمان و مسئولیت پذیرفتن

    • He made a strong commitment to his work.

      او تعهد محکمی به کارش داشت.

    • The company honored its commitments.

      شرکت به تعهدات خود عمل کرد.

    • Marriage is a lifelong commitment.

      ازدواج تعهدی مادام العمر است.

شکل‌های واژه

plural
commitments

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • obligation
  • promise
  • dedication

متضادها (انگلیسی)

  • indifference
  • neglect

ترکیب‌های رایج

  • make a commitment
  • honor a commitment
  • long-term commitment

یادداشت کاربرد

تعهد در معنای پیمان و مسئولیت و همچنین پایبندی به کار می آید.

واژه‌های مرتبط