انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
obligation
ذمه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ذمه
- عهده
- تعهد
معنی و کاربرد
ذمه
noun — اسمEnglish meaningA duty or responsibility that binds a person; liability.
تعهد و مسئولیتی که بر گردن کسی است
Paying the debt is his obligation.
پرداخت بدهی بر ذمهٔ اوست.
The contract creates a legal obligation.
قرارداد یک تعهد قانونی ایجاد میکند.
هممعنیها (انگلیسی)
- duty
- liability
- responsibility