انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
committed
متعهد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- متعهد
- پابند
- ملتزم
معنی و کاربرد
متعهد
adjective — صفتEnglish meaningBound or obligated to a course of action; dedicated.
دربارهٔ پابند بودن به عهد
She is committed to her work.
او به کارش متعهد است.
He remains committed to the agreement.
او همچنان به توافق پابند است.
هممعنیها (انگلیسی)
- dedicated
- obligated
- bound
متضادها (انگلیسی)
- indifferent
- uncommitted
ترکیبهای رایج
- committed to
- highly committed