انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
commodity
کالایی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کالایی
- کالا
معنی و کاربرد
کالایی
noun — اسمEnglish meaningRelating to goods or commodities.
صفت نسبی
This is a commodity product.
این محصولی کالایی است.
Commodity prices rose.
قیمت کالاها بالا رفت.
هممعنیها (انگلیسی)
- good
- merchandise
ترکیبهای رایج
- commodity prices
- commodity market