پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

common

رایج به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • رایج
  • متداول
  • شایع

معنی و کاربرد

  1. رایج

    adjective — صفت
    English meaning

    Happening or found often; usual and widespread.

    چیزی که فراوان و معمول است

    • This is a common mistake among students.

      این اشتباهی رایج میان دانش‌آموزان است.

    • Colds are common in winter.

      سرماخوردگی در زمستان شایع است.

    • That name is very common here.

      آن نام اینجا بسیار رایج است.

شکل‌های واژه

comparative
more common
superlative
most common

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • usual
  • widespread
  • prevalent

متضادها (انگلیسی)

  • rare
  • uncommon
  • unusual

ترکیب‌های رایج

  • common sense
  • common mistake
  • in common

واژه‌های مرتبط