انگلیسیبه فارسیverb — فعل
compel
واداشتن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- واداشتن
- مجبور کردن
معنی و کاربرد
واداشتن
verb — فعلEnglish meaningTo force or strongly persuade someone to do something.
اجبار و فشار
The rain compelled us to stay indoors.
باران ما را واداشت در خانه بمانیم.
He was compelled to tell the truth.
او به گفتن حقیقت واداشته شد.
شکلهای واژه
- past stem
- واداشت
- present stem
- وادار
هممعنیها (انگلیسی)
- force
- oblige
- coerce
متضادها (انگلیسی)
- discourage
ترکیبهای رایج
- compel someone to
- feel compelled
یادداشت کاربرد
واداشتن با مصدر بدون «به» میآید: واداشتن کسی به کاری.