پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

compel

واداشتن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • واداشتن
  • مجبور کردن

معنی و کاربرد

  1. واداشتن

    verb — فعل
    English meaning

    To force or strongly persuade someone to do something.

    اجبار و فشار

    • The rain compelled us to stay indoors.

      باران ما را واداشت در خانه بمانیم.

    • He was compelled to tell the truth.

      او به گفتن حقیقت واداشته شد.

شکل‌های واژه

past stem
واداشت
present stem
وادار

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • force
  • oblige
  • coerce

متضادها (انگلیسی)

  • discourage

ترکیب‌های رایج

  • compel someone to
  • feel compelled

یادداشت کاربرد

واداشتن با مصدر بدون «به» می‌آید: واداشتن کسی به کاری.

واژه‌های مرتبط