پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

complement

متمم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • متمم
  • مکمل
  • تمام‌کننده

معنی و کاربرد

  1. متمم

    noun — اسم
    English meaning

    Something that completes or makes perfect; an addition that supplies what is lacking.

    چیزی که کامل‌کننده چیز دیگری است

    • The role is a complement to the main system.

      این نقش مکمل سیستم اصلی است.

    • Wine is a complement to the meal.

      شراب مکمل غذاست.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • supplement
  • addition

متضادها (انگلیسی)

  • substitute

واژه‌های مرتبط