پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

complete

تمام به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تمام
  • کامل
  • تمام‌شده

معنی و کاربرد

  1. تمام

    adjective — صفت
    English meaning

    Having all necessary parts; finished or whole.

    کامل یا به‌پایان‌رسیده

    • The work is complete.

      کار تمام است.

    • She has a complete set of books.

      او مجموعهٔ کاملی از کتاب‌ها دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • whole
  • finished
  • entire

متضادها (انگلیسی)

  • incomplete
  • partial

ترکیب‌های رایج

  • complete set
  • complete the task
  • complete list

یادداشت کاربرد

تمام در فارسی هم به معنای کامل و هم به معنای «همه» و «پایان‌یافته» است.

واژه‌های مرتبط