انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
complete
تمام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تمام
- کامل
- تمامشده
معنی و کاربرد
تمام
adjective — صفتEnglish meaningHaving all necessary parts; finished or whole.
کامل یا بهپایانرسیده
The work is complete.
کار تمام است.
She has a complete set of books.
او مجموعهٔ کاملی از کتابها دارد.
هممعنیها (انگلیسی)
- whole
- finished
- entire
متضادها (انگلیسی)
- incomplete
- partial
ترکیبهای رایج
- complete set
- complete the task
- complete list
یادداشت کاربرد
تمام در فارسی هم به معنای کامل و هم به معنای «همه» و «پایانیافته» است.