پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

comprehensive

جامع به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • جامع
  • فراگیر
  • کامل

معنی و کاربرد

  1. جامع

    adjective — صفت
    English meaning

    Including all or nearly all elements or aspects.

    کامل و فراگیر

    • She wrote a comprehensive report.

      او گزارشی جامع نوشت.

    • The course is comprehensive.

      این دوره جامع است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • complete
  • thorough
  • all-inclusive

متضادها (انگلیسی)

  • partial
  • limited

ترکیب‌های رایج

  • comprehensive plan
  • comprehensive study

یادداشت کاربرد

جامع یعنی دربرگیرنده همه جوانب.

واژه‌های مرتبط