انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
confidant
محرم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- محرم
- رازدار
- همدم
معنی و کاربرد
محرم
noun — اسمEnglish meaningA person with whom one shares private matters and secrets.
کسی که رازهای شخصی را با او در میان میگذارند
She was his closest confidant.
او رازدار نزدیکترین فرد به او بود.
He had no confidant to turn to.
او محرمی نداشت که به او پناه ببرد.
محرم
noun — اسمEnglish meaningA person who is permitted close access, especially a male relative under Islamic rules.
کسی که از نظر شرعی میتواند با او نزدیک بود
Only her mahram could accompany her.
فقط محرم او میتوانست همراهش باشد.
He is not her mahram.
او محرم او نیست.
شکلهای واژه
- plural
- confidants
هممعنیها (انگلیسی)
- confidante
- intimate
- trusted friend
متضادها (انگلیسی)
- stranger
ترکیبهای رایج
- close confidant
- a trusted mahram
یادداشت کاربرد
محرم هم به معنای رازدار و هم در اصطلاح شرعی به کار میرود.