پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

conscience

ضمیر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ضمیر
  • وجدان

معنی و کاربرد

  1. ضمیر

    noun — اسم
    English meaning

    An inner sense of what is right and wrong that guides a person's behavior.

    حس درونی تشخیص درست از نادرست

    • His conscience would not let him lie.

      ضمیرش به او اجازه نمی داد دروغ بگوید.

    • She has a guilty conscience.

      او ضمیری گنهکار دارد.

    • Let your conscience guide you.

      بگذار وجدانت راهنمایت باشد.

شکل‌های واژه

plural
consciences

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • moral sense
  • scruples
  • inner voice

ترکیب‌های رایج

  • guilty conscience
  • clear conscience
  • prick of conscience

یادداشت کاربرد

ضمیر در دستور زبان به معنی pronoun نیز هست، اما در اینجا به معنی وجدان است.

واژه‌های مرتبط