پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

continuous

مداوم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مداوم
  • پیوسته
  • مستمر

معنی و کاربرد

  1. مداوم

    adjective — صفت
    English meaning

    Forming an unbroken whole; continuing without interruption.

    در وصف کاری که بدون وقفه ادامه دارد

    • She was under continuous pressure at work.

      او در محل کار تحت فشار مداوم بود.

    • The machine produces a continuous flow of water.

      دستگاه جریان مداوم آب تولید می‌کند.

    • Continuous effort finally paid off.

      تلاش مداوم سرانجام نتیجه داد.

شکل‌های واژه

adverb
continuously

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • constant
  • uninterrupted
  • ongoing

متضادها (انگلیسی)

  • intermittent
  • occasional

ترکیب‌های رایج

  • continuous improvement
  • continuous flow
  • continuous use

یادداشت کاربرد

continuous به پیوستگی بدون وقفه اشاره دارد؛ continual به تکرار با فاصله‌های کوتاه.

واژه‌های مرتبط