پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

contradiction

تناقض به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تناقض
  • تضاد
  • ناسازگاری

معنی و کاربرد

  1. تناقض

    noun — اسم
    English meaning

    A combination of statements or ideas that are opposed to one another and cannot both be true.

    ناسازگاری میان دو چیز

    • There is a contradiction in his argument.

      در استدلال او تناقض وجود دارد.

    • Her actions are in contradiction with her words.

      کارهای او با حرف‌هایش در تناقض است.

    • The two reports stand in contradiction.

      این دو گزارش با هم در تضادند.

شکل‌های واژه

plural
contradictions

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • inconsistency
  • conflict
  • paradox

متضادها (انگلیسی)

  • consistency
  • agreement

ترکیب‌های رایج

  • a contradiction in terms
  • in direct contradiction

یادداشت کاربرد

تناقض ناسازگاری میان دو چیز است که هم‌زمان درست نمی‌توانند بود.

واژه‌های مرتبط