پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

contrary

خلاف به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خلاف
  • مخالف
  • برعکس

معنی و کاربرد

  1. خلاف

    adjective — صفت
    English meaning

    Opposite in nature, direction, or meaning.

    مخالف یا برعکس چیزی

    • His actions were contrary to his words.

      رفتار او خلاف گفتارش بود.

    • The result was contrary to our hopes.

      نتیجه خلاف امید ما بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • opposite
  • opposing
  • conflicting

متضادها (انگلیسی)

  • similar
  • agreeing

ترکیب‌های رایج

  • contrary to
  • on the contrary

یادداشت کاربرد

خلاف در برابر چیزی یا مخالف آن به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط