پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

opposite

مقابل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مقابل
  • روبه‌رو
  • آن‌طرف

معنی و کاربرد

  1. مقابل

    adjective — صفت
    English meaning

    Positioned directly across from or facing something else.

    در سمت روبه‌روی چیزی

    • The bank is opposite the post office.

      بانک مقابل ادارهٔ پست است.

    • They sat on opposite sides of the table.

      آن‌ها در دو طرف مقابل میز نشستند.

  2. متضاد

    adjective — صفت
    English meaning

    Completely different in nature or meaning.

    کاملا متفاوت یا متضاد

    • Hot is the opposite of cold.

      گرم متضاد سرد است.

    • They have opposite opinions.

      آن‌ها عقاید متضادی دارند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • facing
  • contrary
  • reverse

متضادها (انگلیسی)

  • same
  • identical

ترکیب‌های رایج

  • opposite direction
  • opposite side
  • the opposite of

یادداشت کاربرد

مقابل هم به معنای روبه‌رو و هم متضاد به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط