انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
copper
مسی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مسی
معنی و کاربرد
مسی
adjective — صفتEnglish meaningMade of or resembling copper.
She wore a copper bracelet.
او دستبندی مسی به دست داشت.
The pot has a copper color.
قابلمه رنگی مسی دارد.