انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
corrupt
مفسد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مفسد
- تبهکار
- فسادگر
معنی و کاربرد
مفسد
noun — اسمEnglish meaningA person who causes corruption or moral decay, especially one who spreads disorder.
کسی که فساد میکند
The corrupt were punished by the court.
مفسدان به دست دادگاه مجازات شدند.
He was branded a corrupter of youth.
او به عنوان مفسد جوانان شناخته شد.
شکلهای واژه
- plural
- corrupters
هممعنیها (انگلیسی)
- corrupter
- wrongdoer
- mischief-maker
متضادها (انگلیسی)
- reformer
- upright person
ترکیبهای رایج
- corrupt official
- fight corruption
یادداشت کاربرد
مفسد اسم فاعل از افساد و به معنی فسادکننده است.
واژههای مرتبط
- corruption
- spoiler