انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
country
کشور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کشور
- مملکت
معنی و کاربرد
کشور
noun — اسمEnglish meaningA nation with its own government and territory.
سرزمین و ملتی با حکومت مستقل
Iran is a large country.
ایران کشوری بزرگ است.
He traveled to a foreign country.
او به کشوری خارجی سفر کرد.
شکلهای واژه
- plural
- countries
هممعنیها (انگلیسی)
- nation
- state
- land
ترکیبهای رایج
- foreign country
- developing country
- home country