انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
creation
خلق به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خلق
- آفرینش
- آفریدن
معنی و کاربرد
خلق
noun — اسمEnglish meaningThe act of bringing something into existence; the thing created.
آفریدن و پدید آوردن
The creation of the universe is a mystery.
خلقت جهان رازی است.
This painting is his finest creation.
این نقاشی بهترین آفریدهٔ اوست.
شکلهای واژه
- plural
- creations
هممعنیها (انگلیسی)
- invention
- formation
- production
متضادها (انگلیسی)
- destruction
ترکیبهای رایج
- job creation
- creation of
- the Creation
یادداشت کاربرد
خلق در فارسی هم به معنای آفریدن و هم به معنای اخلاق و رفتار مردم (خلق) است.