پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

creature

مخلوق به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مخلوق
  • آفریده
  • جاندار

معنی و کاربرد

  1. مخلوق

    noun — اسم
    English meaning

    An animal or other living being, especially as created by God.

    جاندار آفریده‌شده

    • Every creature needs water to live.

      هر مخلوقی برای زندگی به آب نیاز دارد.

    • The forest is full of small creatures.

      جنگل پر از مخلوقات کوچک است.

    • He cared for every living creature.

      او به هر جاندار زنده‌ای رسیدگی می‌کرد.

شکل‌های واژه

plural
creatures

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • being
  • animal
  • organism

متضادها (انگلیسی)

  • creator

ترکیب‌های رایج

  • a living creature
  • small creatures

واژه‌های مرتبط