انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
creature
مخلوق به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مخلوق
- آفریده
- جاندار
معنی و کاربرد
مخلوق
noun — اسمEnglish meaningAn animal or other living being, especially as created by God.
جاندار آفریدهشده
Every creature needs water to live.
هر مخلوقی برای زندگی به آب نیاز دارد.
The forest is full of small creatures.
جنگل پر از مخلوقات کوچک است.
He cared for every living creature.
او به هر جاندار زندهای رسیدگی میکرد.
شکلهای واژه
- plural
- creatures
هممعنیها (انگلیسی)
- being
- animal
- organism
متضادها (انگلیسی)
- creator
ترکیبهای رایج
- a living creature
- small creatures