انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
crisp
ترد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ترد
- شکننده
- ترد و تازه
معنی و کاربرد
ترد
adjective — صفتEnglish meaningFirm and fresh but easily broken; crisp.
تازگی همراه با شکنندگی
The lettuce was fresh and crisp.
کاهو تازه و ترد بود.
These biscuits are crisp.
این بیسکویتها ترد هستند.
هممعنیها (انگلیسی)
- brittle
- fragile
متضادها (انگلیسی)
- stale