پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

crisp

ترد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ترد
  • شکننده
  • ترد و تازه

معنی و کاربرد

  1. ترد

    adjective — صفت
    English meaning

    Firm and fresh but easily broken; crisp.

    تازگی همراه با شکنندگی

    • The lettuce was fresh and crisp.

      کاهو تازه و ترد بود.

    • These biscuits are crisp.

      این بیسکویت‌ها ترد هستند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • brittle
  • fragile

متضادها (انگلیسی)

  • stale

واژه‌های مرتبط