پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

cursory

سرسری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سرسری
  • سطحی
  • گذرا

معنی و کاربرد

  1. سرسری

    adjective — صفت
    English meaning

    Done quickly without attention to detail.

    رفتار و بررسی

    • He gave the report a cursory look.

      او نگاهی سرسری به گزارش کرد.

    • A cursory check missed the error.

      بررسی سرسری خطا را ندید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • superficial
  • hasty
  • perfunctory

ترکیب‌های رایج

  • a cursory glance
  • cursory examination

یادداشت کاربرد

سرسری یعنی شتاب‌زده و بدون دقت انجام‌شده.

واژه‌های مرتبط