پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

superficial

سطحی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سطحی
  • ظاهری
  • کمعمق

معنی و کاربرد

  1. سطحی

    adjective — صفت
    English meaning

    Existing only on the surface; not deep or thorough.

    بررویی و بدون عمق

    • He has only a superficial knowledge of history.

      او دانشی سطحی از تاریخ دارد.

    • Her injuries were superficial.

      زخمهای او سطحی بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • shallow
  • cursory
  • external

متضادها (انگلیسی)

  • deep
  • profound

ترکیب‌های رایج

  • superficial knowledge
  • superficial wound

واژه‌های مرتبط