انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
shallow
کمعمق به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کمعمق
- سطحی
- ناتودر
معنی و کاربرد
کمعمق
adjective — صفتEnglish meaningHaving little depth; superficial, not deep.
توصیف عمق
The river is shallow here.
رود اینجا کمعمق است.
His argument was shallow.
استدلال او کمعمق بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- superficial
متضادها (انگلیسی)
- deep
ترکیبهای رایج
- shallow water