انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
death
فوت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فوت
- مرگ
- درگذشت
معنی و کاربرد
فوت
noun — اسمEnglish meaningThe end of life; the act of dying.
پایان یافتن زندگی
We were saddened by his death.
ما از فوت او اندوهگین شدیم.
The death of the king shocked the nation.
مرگ پادشاه ملت را شوکه کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- passing
- demise
- decease
متضادها (انگلیسی)
- birth
- life
ترکیبهای رایج
- sudden death
- cause of death
- death certificate
یادداشت کاربرد
فوت واژهای مودبانه برای مرگ است.