انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
debtor
بدهکار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بدهکار
- مدیون
- مقروض
معنی و کاربرد
بدهکار
noun — اسمEnglish meaningA person or organization that owes money to someone else.
کسی که به دیگری بدهی دارد
The debtor promised to repay the loan.
بدهکار قول داد وام را بازپرداخت کند.
Creditors can sue a debtor.
طلبکاران میتوانند از بدهکار شکایت کنند.
شکلهای واژه
- plural
- debtors
هممعنیها (انگلیسی)
- borrower
- obligor
متضادها (انگلیسی)
- creditor
ترکیبهای رایج
- debtor nation
- debtor account