پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

deep

گود به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • گود
  • عمیق
  • ژرف

معنی و کاربرد

  1. گود

    adjective — صفت
    English meaning

    Extending far down from the top or surface.

    توصیف عمق زیاد

    • The well is very deep.

      این چاه بسیار عمیق است.

    • They swam in the deep water.

      آن‌ها در آب عمیق شنا کردند.

  2. عمیق

    adjective — صفت
    English meaning

    Intense, profound, or strongly felt.

    توصیف شدت یا ژرفای احساس

    • He fell into a deep sleep.

      او به خواب عمیقی فرورفت.

    • She has deep knowledge of the subject.

      او دانش عمیقی دربارهٔ این موضوع دارد.

شکل‌های واژه

comparative
deeper
superlative
deepest

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • profound
  • bottomless
  • intense

متضادها (انگلیسی)

  • shallow
  • superficial

ترکیب‌های رایج

  • deep water
  • deep sleep
  • deep breath

یادداشت کاربرد

گود بیشتر به معنای چال و عمیق است.

واژه‌های مرتبط