انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
deputy
نایب به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نایب
- جانشین
- نماینده
معنی و کاربرد
نایب
noun — اسمEnglish meaningA person appointed to act on behalf of another; a substitute or representative.
در اشاره به جانشین و نماینده
The deputy took charge in the manager's absence.
نایب در غیاب مدیر کارها را به دست گرفت.
He served as the king's deputy.
او بهعنوان نایب پادشاه خدمت کرد.
The deputy signed the agreement.
نماینده این توافق را امضا کرد.
شکلهای واژه
- plural
- deputies
هممعنیها (انگلیسی)
- representative
- substitute
- delegate
ترکیبهای رایج
- deputy manager
- deputy minister
- act as deputy
یادداشت کاربرد
نایب به معنی جانشین و کسی که از طرف دیگری عمل میکند.