پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

difficulty

سختی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سختی
  • دشواری
  • مشکل

معنی و کاربرد

  1. سختی

    noun — اسم
    English meaning

    The state or condition of being difficult; a problem or hardship.

    دشواری و مشکل

    • He had difficulty finding the address.

      او در یافتن نشانی سختی داشت.

    • We overcame many difficulties.

      ما بر سختی‌های بسیاری غلبه کردیم.

شکل‌های واژه

plural
difficulties

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • hardship
  • trouble
  • struggle

متضادها (انگلیسی)

  • ease
  • comfort

ترکیب‌های رایج

  • have difficulty
  • with difficulty
  • face difficulties

یادداشت کاربرد

سختی اسم مصدر از «سخت» است و هم به دشواری و هم به محکمی و سفتی اشاره دارد.

واژه‌های مرتبط