انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
hardship
مشقت به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مشقت
- سختی
- دشواری
معنی و کاربرد
مشقت
noun — اسمEnglish meaningSevere suffering or difficulty; a state of troubled labor.
دربارهٔ سختی و رنج
They endured great hardship.
آنها مشقت فراوان کشیدند.
The family faced years of hardship.
خانواده سالها مشقت را تحمل کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- difficulty
- suffering
- toil
متضادها (انگلیسی)
- ease
- comfort
ترکیبهای رایج
- financial hardship
- endure hardship