پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

dilemma

معضل به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • معضل
  • دوراهی
  • مشکل لاینحل

معنی و کاربرد

  1. معضل

    noun — اسم
    English meaning

    A difficult situation requiring a choice between options.

    دوراهی دشوار

    • He faced a serious dilemma.

      او با معضل جدی روبه‌رو شد.

    • The dilemma had no easy answer.

      آن معضل پاسخ آسانی نداشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • predicament
  • problem
  • quandary

ترکیب‌های رایج

  • moral dilemma

یادداشت کاربرد

معضل به معنی مشکل و دوراهی دشوار است.

واژه‌های مرتبط