انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
dilemma
معضل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- معضل
- دوراهی
- مشکل لاینحل
معنی و کاربرد
معضل
noun — اسمEnglish meaningA difficult situation requiring a choice between options.
دوراهی دشوار
He faced a serious dilemma.
او با معضل جدی روبهرو شد.
The dilemma had no easy answer.
آن معضل پاسخ آسانی نداشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- predicament
- problem
- quandary
ترکیبهای رایج
- moral dilemma
یادداشت کاربرد
معضل به معنی مشکل و دوراهی دشوار است.