انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
problem
اشکال به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اشکال
- مشکل
- ایراد
معنی و کاربرد
اشکال
noun — اسمEnglish meaningA difficulty or an objection that prevents something from being right.
دشواری یا ایراد
There is a problem with the plan.
اشکالی در این نقشه وجود دارد.
No problem, I can help.
اشکالی ندارد، میتوانم کمک کنم.
شکلهای واژه
- plural
- problems
هممعنیها (انگلیسی)
- difficulty
- issue
- fault
متضادها (انگلیسی)
- solution
ترکیبهای رایج
- have a problem
- no problem
- technical problem
یادداشت کاربرد
اشکال هم به معنی ایراد و هم جمع شکل (اشکال هندسی) است.