انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
dishonorable
ناجوانمرد به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ناجوانمرد
- نامرد
- بیانصاف
معنی و کاربرد
ناجوانمرد
adjective — صفتEnglish meaningBehaving in a base, unfair, or ungentlemanly way; lacking honour.
رفتاری ناشایست و بیجوانمردی
It was a dishonorable act.
آن کاری ناجوانمردانه بود.
He proved to be a dishonorable man.
او مردی ناجوانمرد از آب درآمد.
هممعنیها (انگلیسی)
- base
- unfair
- ignoble
متضادها (انگلیسی)
- honorable
- fair
ترکیبهای رایج
- dishonorable conduct
- dishonorable act
یادداشت کاربرد
ناجوانمرد صفتی است برای رفتار ناشایست، بیانصاف و دور از جوانمردی.