پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

dishonorable

ناجوانمرد به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ناجوانمرد
  • نامرد
  • بی‌انصاف

معنی و کاربرد

  1. ناجوانمرد

    adjective — صفت
    English meaning

    Behaving in a base, unfair, or ungentlemanly way; lacking honour.

    رفتاری ناشایست و بی‌جوانمردی

    • It was a dishonorable act.

      آن کاری ناجوانمردانه بود.

    • He proved to be a dishonorable man.

      او مردی ناجوانمرد از آب درآمد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • base
  • unfair
  • ignoble

متضادها (انگلیسی)

  • honorable
  • fair

ترکیب‌های رایج

  • dishonorable conduct
  • dishonorable act

یادداشت کاربرد

ناجوانمرد صفتی است برای رفتار ناشایست، بی‌انصاف و دور از جوانمردی.

واژه‌های مرتبط