انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
dismissed
برکنار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برکنار
- از کار برکنار
- معزول
معنی و کاربرد
برکنار
adjective — صفتEnglish meaningRemoved or discharged from a position, office, or job.
وقتی کسی را از مقام یا شغلش عزل میکنند
The manager was dismissed for negligence.
مدیر به دلیل سهلانگاری برکنار شد.
He was dismissed from his post last year.
او سال گذشته از سمتش برکنار شد.
Several officials were dismissed after the scandal.
پس از آن رسوایی چند مقام برکنار شدند.
هممعنیها (انگلیسی)
- removed
- discharged
- fired
متضادها (انگلیسی)
- appointed
- instated
ترکیبهای رایج
- dismissed from office
- be dismissed
- dismissed employee
یادداشت کاربرد
برکنار بیشتر دربارهٔ مقامهای اداری و سیاسی به کار میرود.