انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
disorganized
بیسامان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیسامان
- بینظم
- آشفته
معنی و کاربرد
بیسامان
adjective — صفتEnglish meaningLacking order or organization; chaotic.
درباره بینظمی
His desk was disorganized.
میز او بیسامان بود.
Everything was disorganized.
همه چیز بیسامان بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- untidy
- messy
متضادها (انگلیسی)
- orderly