انگلیسیبه فارسیadverb — قید
down
فرو به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فرو
- پایین
معنی و کاربرد
فرو
adverb — قیدEnglish meaningToward a lower place, position, or level.
به سمت پایین
The boat went down into the water.
قایق در آب فرو رفت.
The building came down in the storm.
ساختمان در طوفان فرو ریخت.
هممعنیها (انگلیسی)
- downward
- below
متضادها (انگلیسی)
- up
ترکیبهای رایج
- go down
- fall down
- break down
یادداشت کاربرد
فرو بیشتر به صورت پیشوند در فعلهایی مانند فرو رفتن و فرو ریختن به کار میرود.