پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

downfall

سقوط به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سقوط
  • فروریختن
  • افتادن
  • انحطاط

معنی و کاربرد

  1. سقوط

    noun — اسم
    English meaning

    a sudden fall from power, wealth or success; ruin

    • Drink was his downfall.

      نوشیدن مایه‌ی سقوط او شد.

    • The empire's downfall came quickly.

      سقوط آن امپراتوری به‌سرعت فرا رسید.

  2. افتادن

    noun — اسم
    English meaning

    the act of falling or dropping down

    • The fall of the leaves marks autumn.

      افتادن برگ‌ها نشانه‌ی پاییز است.

    • The downfall of the wall injured no one.

      افتادن دیوار به کسی آسیب نرساند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • ruin
  • collapse
  • fall

متضادها (انگلیسی)

  • rise
  • triumph

ترکیب‌های رایج

  • lead to downfall

واژه‌های مرتبط