انگلیسیبه فارسیverb — فعل
drag
کشاندن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کشاندن
- کشیدن
معنی و کاربرد
کشاندن
verb — فعلEnglish meaningTo pull someone or something along with effort, often along the ground.
کشیدن چیزی با زور روی زمین
He dragged the heavy box across the floor.
او جعبه سنگین را روی زمین کشاند.
She dragged the child out of danger.
او کودک را از خطر کشید بیرون.
شکلهای واژه
- past
- کشاند
هممعنیها (انگلیسی)
- pull
- haul
- trail
متضادها (انگلیسی)
- push
ترکیبهای رایج
- drag along
- drag out
یادداشت کاربرد
کشاندن به کشیدن چیزی بهسختی و بهطور معمول روی زمین گفته میشود.