پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

drag

کشاندن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کشاندن
  • کشیدن

معنی و کاربرد

  1. کشاندن

    verb — فعل
    English meaning

    To pull someone or something along with effort, often along the ground.

    کشیدن چیزی با زور روی زمین

    • He dragged the heavy box across the floor.

      او جعبه سنگین را روی زمین کشاند.

    • She dragged the child out of danger.

      او کودک را از خطر کشید بیرون.

شکل‌های واژه

past
کشاند

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • pull
  • haul
  • trail

متضادها (انگلیسی)

  • push

ترکیب‌های رایج

  • drag along
  • drag out

یادداشت کاربرد

کشاندن به کشیدن چیزی به‌سختی و به‌طور معمول روی زمین گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط