انگلیسیبه فارسیverb — فعل
pull
کشیدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- کشیدن
- بهسوی خود کشیدن
- رسم کردن
معنی و کاربرد
کشیدن
verb — فعلEnglish meaningTo move something toward oneself by applying force; to draw or drag.
کشیدن چیزی به سمت خود
Pull the door to open it.
در را بکش تا باز شود.
He pulled the chair closer.
او صندلی را نزدیکتر کشید.
شکلهای واژه
- past tense
- pulled
- present participle
- pulling
هممعنیها (انگلیسی)
- drag
- draw
- tug
متضادها (انگلیسی)
- push
ترکیبهای رایج
- pull over
- pull out
- pull up
یادداشت کاربرد
کشیدن معانی متعددی دارد: کشیدن فیزیکی، رسم کردن، تحمل کردن و طول کشیدن.
واژههای مرتبط
- drag
- draw