پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

pull

کشیدن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کشیدن
  • به‌سوی خود کشیدن
  • رسم کردن

معنی و کاربرد

  1. کشیدن

    verb — فعل
    English meaning

    To move something toward oneself by applying force; to draw or drag.

    کشیدن چیزی به سمت خود

    • Pull the door to open it.

      در را بکش تا باز شود.

    • He pulled the chair closer.

      او صندلی را نزدیک‌تر کشید.

شکل‌های واژه

past tense
pulled
present participle
pulling

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • drag
  • draw
  • tug

متضادها (انگلیسی)

  • push

ترکیب‌های رایج

  • pull over
  • pull out
  • pull up

یادداشت کاربرد

کشیدن معانی متعددی دارد: کشیدن فیزیکی، رسم کردن، تحمل کردن و طول کشیدن.

واژه‌های مرتبط