انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
dull
بیرونق به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیرونق
- کمرونق
- خمود
معنی و کاربرد
بیرونق
adjective — صفتEnglish meaningLacking brightness, activity, or excitement; not lively.
وصف وضعیتی که رونق و شادابی ندارد
The market was dull this week.
بازار این هفته بیرونق بود.
It was a dull and rainy day.
روزی بیرونق و بارانی بود.
شکلهای واژه
- comparative
- duller
- superlative
- dullest
هممعنیها (انگلیسی)
- lifeless
- sluggish
- flat
متضادها (انگلیسی)
- lively
- busy
ترکیبهای رایج
- dull market
- dull day