پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

duty

تکلیف به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تکلیف
  • وظیفه
  • تعهد

معنی و کاربرد

  1. تکلیف

    noun — اسم
    English meaning

    Something that you must do as part of your job or moral obligation.

    کاری که باید انجام شود

    • It is your duty to help.

      کمک کردن تکلیف توست.

    • The teacher gave the class their homework.

      معلم تکلیف خانهٔ کلاس را داد.

شکل‌های واژه

plural
duties

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • obligation
  • responsibility
  • task

ترکیب‌های رایج

  • on duty
  • sense of duty

یادداشت کاربرد

تکلیف هم به معنی وظیفه و هم به معنی تمرین درسی است.

واژه‌های مرتبط