پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

dynasty

سلسله به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سلسله
  • دودمان
  • زنجیره

معنی و کاربرد

  1. سلسله

    noun — اسم
    English meaning

    A line of hereditary rulers of a country.

    خاندان فرمانروا

    • The dynasty ruled for three centuries.

      این سلسله سه قرن حکومت کرد.

    • The last dynasty fell in revolution.

      آخرین سلسله در انقلاب سقوط کرد.

    • He studied the history of the Persian dynasties.

      او تاریخ سلسله‌های پارس را بررسی کرد.

  2. زنجیره

    noun — اسم
    English meaning

    A series of connected things or events.

    رشته‌ای از رویدادها

    • A dynasty of events led to the war.

      زنجیره‌ای از رویدادها به جنگ انجامید.

    • The book describes a dynasty of discoveries.

      این کتاب زنجیره‌ای از کشفیات را توصیف می‌کند.

شکل‌های واژه

plural
dynasties

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • line
  • lineage
  • succession

ترکیب‌های رایج

  • ruling dynasty
  • found a dynasty

واژه‌های مرتبط