انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
easy
سهل به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سهل
- آسان
- راحت
معنی و کاربرد
سهل
adjective — صفتEnglish meaningNot difficult; requiring little effort.
بدون دشواری و نیازمند تلاش کم
This exercise is very easy.
این تمرین بسیار آسان است.
It is not easy to learn Chinese.
یادگیری چینی آسان نیست.
شکلهای واژه
- comparative
- easier
- superlative
- easiest
هممعنیها (انگلیسی)
- simple
- effortless
- straightforward
متضادها (انگلیسی)
- difficult
- hard
ترکیبهای رایج
- easy way
- take it easy
- easy to use
واژههای مرتبط
- simple
- effortless