انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
electric
برقی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برقی
- الکتریکی
معنی و کاربرد
برقی
adjective — صفتEnglish meaningOperated by or relating to electricity.
مربوط به برق یا کارکننده با برق
They bought an electric heater.
آنها بخاری برقی خریدند.
The electric car is silent.
خودروی برقی بیصداست.
هممعنیها (انگلیسی)
- electrical
- powered
ترکیبهای رایج
- electric motor
- electric power