پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

electricity

برق به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • برق

معنی و کاربرد

  1. برق

    noun — اسم
    English meaning

    A form of energy carried through wires and used to power lights and machines.

    نیرویی که وسایل را به کار می‌اندازد

    • The storm cut off the electricity.

      طوفان برق را قطع کرد.

    • This machine runs on electricity.

      این دستگاه با برق کار می‌کند.

  2. آذرخش

    noun — اسم
    English meaning

    A sudden bright flash of light in the sky during a storm; lightning.

    نور ناگهانی در آسمان هنگام رعد

    • A flash of electricity lit up the sky.

      آذرخشی آسمان را روشن کرد.

    • We saw lightning in the distance.

      ما در دوردست برق دیدیم.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • power
  • current
  • lightning

ترکیب‌های رایج

  • electricity bill
  • cut the electricity
  • generate electricity

یادداشت کاربرد

واژهٔ برق در فارسی هم به انرژی الکتریکی و هم به آذرخش گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط