پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

eloquent

گویا به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • گویا
  • شیوا
  • فصیح

معنی و کاربرد

  1. گویا

    adjective — صفت
    English meaning

    Fluent, persuasive, and expressive in speech or writing.

    دربارهٔ سخن شیوا

    • She gave an eloquent speech.

      او سخنرانی شیوایی ایراد کرد.

    • His writing is clear and eloquent.

      نوشتهٔ او روشن و شیواست.

  2. گویا

    adverb — قید
    English meaning

    As if; apparently; it seems that.

    دربارهٔ گمان و ظاهر

    • It seems that he has already left.

      گویا او پیش‌تر رفته است.

    • Apparently they did not know.

      گویا آن‌ها نمی‌دانستند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • articulate
  • fluent
  • apparently

متضادها (انگلیسی)

  • mute
  • tongue-tied

ترکیب‌های رایج

  • eloquent speaker

واژه‌های مرتبط