انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
emergence
ظهور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ظهور
- پیدایش
- آشکار شدن
معنی و کاربرد
ظهور
noun — اسمEnglish meaningThe process of coming into existence or becoming visible.
دربارهٔ پدیدار شدن و آشکار گشتن
The emergence of new technology changed our lives.
ظهور فناوری جدید زندگی ما را تغییر داد.
The emergence of the sun after the storm was beautiful.
ظهور خورشید پس از طوفان زیبا بود.
We witnessed the emergence of a new leader.
ما شاهد ظهور رهبری تازه بودیم.
هممعنیها (انگلیسی)
- appearance
- rise
- advent
- arrival
متضادها (انگلیسی)
- disappearance
- decline
ترکیبهای رایج
- the emergence of
- sudden emergence
یادداشت کاربرد
ظهور یعنی پدیدار شدن و آشکار گشتن.
واژههای مرتبط
- appearance
- advent