پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

entrance

ورودی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ورودی
  • درب
  • ورود

معنی و کاربرد

  1. ورودی

    noun — اسم
    English meaning

    A place or opening through which one enters.

    مکان و ساختمان

    • Wait at the main entrance.

      کنار ورودی اصلی منتظر بمان.

    • The entrance was blocked.

      ورودی مسدود شده بود.

  2. ورودی

    noun — اسم
    English meaning

    The act of coming in, or data fed into a system.

    رایانه

    • Enter your input in the form.

      ورودی خود را در فرم وارد کنید.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • entry
  • doorway
  • access

متضادها (انگلیسی)

  • exit

ترکیب‌های رایج

  • main entrance
  • entrance fee

واژه‌های مرتبط