پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

entry

ورود به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • ورود
  • دخول
  • ورودیه

معنی و کاربرد

  1. ورود

    noun — اسم
    English meaning

    The act of coming or going into a place.

    وارد شدن به جایی

    • Entry to the building is restricted.

      ورود به ساختمان محدود است.

    • No entry without permission.

      بدون اجازه ورود ممنوع.

    • His entry surprised everyone.

      ورود او همه را غافلگیر کرد.

  2. مدخل

    noun — اسم
    English meaning

    An item written in a list, diary, or reference book.

    نوشته‌ای در دفتر یا فرهنگ لغت

    • Each entry in the dictionary is clear.

      هر مدخل این فرهنگ لغت روشن است.

    • She made a new diary entry.

      او مدخل جدیدی در دفتر خاطرات نوشت.

شکل‌های واژه

plural
entries

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • entrance
  • access
  • admission

متضادها (انگلیسی)

  • exit
  • departure

ترکیب‌های رایج

  • no entry
  • entry fee
  • data entry

یادداشت کاربرد

ورود هم به معنای داخل شدن و هم نوشته‌ای در فهرست است.

واژه‌های مرتبط