انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
entry
ورود به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ورود
- دخول
- ورودیه
معنی و کاربرد
ورود
noun — اسمEnglish meaningThe act of coming or going into a place.
وارد شدن به جایی
Entry to the building is restricted.
ورود به ساختمان محدود است.
No entry without permission.
بدون اجازه ورود ممنوع.
His entry surprised everyone.
ورود او همه را غافلگیر کرد.
مدخل
noun — اسمEnglish meaningAn item written in a list, diary, or reference book.
نوشتهای در دفتر یا فرهنگ لغت
Each entry in the dictionary is clear.
هر مدخل این فرهنگ لغت روشن است.
She made a new diary entry.
او مدخل جدیدی در دفتر خاطرات نوشت.
شکلهای واژه
- plural
- entries
هممعنیها (انگلیسی)
- entrance
- access
- admission
متضادها (انگلیسی)
- exit
- departure
ترکیبهای رایج
- no entry
- entry fee
- data entry
یادداشت کاربرد
ورود هم به معنای داخل شدن و هم نوشتهای در فهرست است.