انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
entry
دخول به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- دخول
- ورود
معنی و کاربرد
دخول
noun — اسمEnglish meaningThe act of entering a place; a way in.
وارد شدن به جایی
Entry to the hall is restricted.
دخول به سالن محدود است.
He made a quiet entry.
او بیسروصدا وارد شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- entrance
- admission
متضادها (انگلیسی)
- exit
ترکیبهای رایج
- entry fee
- no entry