پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

entry

دخول به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • دخول
  • ورود

معنی و کاربرد

  1. دخول

    noun — اسم
    English meaning

    The act of entering a place; a way in.

    وارد شدن به جایی

    • Entry to the hall is restricted.

      دخول به سالن محدود است.

    • He made a quiet entry.

      او بی‌سروصدا وارد شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • entrance
  • admission

متضادها (انگلیسی)

  • exit

ترکیب‌های رایج

  • entry fee
  • no entry

واژه‌های مرتبط